این وبلاگ توسط من(Coder 2005) هک شد
This Blog Hacked By Coder 2005
صاحب این وبلاگ میتونه با این ایمیل با من تماس بگیره.
a_f_music
اینه نتیجه ی چت کردن . من تو را هک کردم .
که دیگه تو باشی هیچ وقت بر ضد دخترا وبلاگ نزنی.
دیدی چطوری توسط یه دختر هک شدی. حالا هر غلطی میخوای بکن.
اینم آدرس وبلاگم .
Coder.Mihanblog.Com
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384ساعت 1:39  توسط علی
|
از همون لحظه ای كه با پدر و مادرم وارد سالن مهمونی شديم چشمم بهش افتاد و شور و هيجانی توی دلم به پا كرد... هفته ی پيش هم توی يه مهمونی ديگه ديده بودمش... طول سالن رو طی كرديم و روی يه سری صندلی نشستيم... دوباره نگاهش كردم... درست روبروی ما بود... اينبار يه چشمك بهم زد... لبخند زدم و به اطرافم نگاه كردم... كسی متوجه ما نبود... خودم رو به بی تفاوتی زدم و مشغول گوش دادن به حرفای ديگران شدم... ولی چند لحظه ی بعد بی اختيار زيرچشمی يه نگاهی بهش انداختم... چه ظاهر زيبا و جذاب و با نفوذی داشت... دوباره چشمك زد و هيجانم رو بيشتر كرد...
والدينم حواسشون به گفتگو با بقيه بود... به خودم نهيب زدم كه از فكرش بيام بيرون... باز هم متوجه صحبتهای مهمونای ديگه شدم... ولی حواسم اون طرف سالن بود... می خواستم برم پيشش ولی از پدرم و صاحبخونه خجالت می كشيدم... توی دوراهی عجيبی گرفتار شده بودم... دلم من رو به طرفش هول می داد و عقلم خجالت و آبرو رو ياد آوری می كرد... مرتب بهم چشمك ميزد... ديگه طاقتم تموم شده بود... دل به دريا زدم و گفتم هر چه باداباد... بلند شدم و با لبخند به طرفش رفتم... وقتی بهش رسيدم با جرات تمام دستم رو به طرفش دراز كردم... برش داشتم و گذاشتمش توی دهنم!... به به! عجب شيرينی خامه ای خوشمزه ای بود!
این متن از جایی گلابی شده
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم مهر 1384ساعت 7:59  توسط علی
|
به سلامتيه گاو چون که نگفت من گفت ما،به سلامتی کرمه خاکی نه به خاطره کرمش به خاطره خاکی بودنش،به سلامتی ديوار که هر مرد و نامردی بهش تکيه ميکنه،به سلامتی مورچه که تا حالا هيچ کس اشکشو نديده،به سلامتی خيار نه به خاطره خش بلکه به خاطره يارش،به سلامتی شلغم نه به خاطره شلش به خاطره غمش.به سلامتيه هر چی نا مرده که اگر نامرد نباشه مردا شناخته نميشن.به سلامتيه کلاغ نه به خاطره سياهيش بلکه به خاطره يه رنگيش. به سلامتيه سگ نه به خاطره پارسش بلکه به خاطره وفاش به سلامتی رهبر نه به خاطر ......................
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم مهر 1384ساعت 19:18  توسط علی
|