تبليغاتX
آنتی دختر

آنتی دختر

دختر بی جنبه نیاد تو

چه كسي شما را دست انداخته؟

 

مي گفت : دست و دلم به كار نمي ره. گفتم: آخه چته؟ گفت: دست به دلم نذار كه خونه. آخه يكي نيست براي ما دست و آستين بالا بزنه. گفتم: خوب چرا دست روي دست گذاشتي ؟ خودت دست به كار شو. گفت: دستم به دامنت. بگو چه كار كنم . آخه يه دست كه صدا نداره. گفتم : تو كه دست به قلمت عاليه. يه نامه با دستخط خوش براش بنويس و بده دستش تا دستگيرش بشه چه قدر هواخواهش هستي. دستمالي را از جعبه دستمال كاغذي بغل دستم برداشت و گفت: دست بر قضا اهل اين حرف ها نيست. گفتم:خوب يه دسته گل بگير و دو دستي تقديمش كن و بگو براي دست بوسي اومدي. گفت: اي بابا ! ميخوايي منو دستي دستي دست برادراش بيندازي تا با دستاشون خفه ام كنند. دست بالاش اگه خيلي مراعاتم رو بكنند دست رد به سينه ام مي زنند و دست از پا دراز تر بايد برگردم. گفتمك واي كه تو چقدر بي دست و پايي. دست كم بگو دلت رو  دادي دست كي؟ گفت: اگه بگم دستاويزي براي اين و اون ميشه و دستم رو ميشه . گفتم اي بابا! دست بردار . انگاري ما رو دست انداختي. برو پي كارت وگر نه با اين انبردست دست و پات رو قلم ميكنم تا حساب كار دستت بياد!! در حالي كه دستاش مي لرزيد گفت: خجالت نمي كشي با اين همه دفتر و دستكي كه براي خودت دست و پا كردي اينجور حرف مي زني ! ديدم كه دست بردار نيست. بلند شدم و انبردست رو دستم گرفتم و به دستگيره در اشاره كردم و دستور دادم كه بره بيرون. بيچاره فوري رفت بيرون و بالاخره اينجوري دست به سر شد و دست از سر كچل ما برداشت بعدا فهميدم كه خودش توي ماجرا دست داشته
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم شهریور 1384ساعت 17:21  توسط علی  | 

سير تکامل دختر خانمها

 


سن 14 سالگي : تا پارسال هر کي بهشون مي گفت چطوري؟ ميگفتن ... خوبم مرسي ... حالا ميگن مرسي خوبم
سن 15 سالگي : هر کي بهشون بگه سلام ... ميگن عليک سلام ... نقاشيشون بهتر ميشه » بتونه کاري و رنگ آميزي
سن 16 سالگي : يعني يه عاشق واقعيند ... فردا صبح هم ميخوان خودکشي کنن ... شوخي هم ندارن
سن 17 سالگي : نشستن و اشک مي ريزن ... بهشون بي وفايي شده ... کوران حوادث
سن 18 سالگي : ديگه اصلا عشق بي عشق ... توي خيابون جلوي پاشون رو هم نگاه نمي کنن
سن 19 سالگي : از بي توجهي يه نفر رنج مي برن ... فکر مي کنن اون يه آدم به تمام معناست
سن 20 سالگي : نه , نه ... اون منو نمي خواست آخرش منو يه کور و کچلي مي گيره ... مي دونم
سن 21 سالگي : فقط سن 27-28 سالگي قصد ازدواج دارن ، فقط
سن 22 سالگي : خوش تيپ باشه ، پولدار باشه ، تحصيلکرده باشه ، قد بلند باشه ، خوش لباس باشه ... آخ که چي نباشه
سن 23 سالگي : همهء خواستگارا رو رد مي کنن
سن 24 سالگي : زياد مهم نيست که چه ريختييه يا چقدر پول داره ، فقط شجاع باشه ، ما رو به اون چيزي که نرسيديم برسونه
سن 25 سالگي : اااااااه ، پس چرا ديگه هيچکي نمي ياد... هر کن ميخواد باشه ، باشه
سن 26 سالگي : يه نفر مي ياد ، همين خوبه ، بله

سن 27 سالگي : آخيش
سن 28 سالگي : کاش قلم پات مي شکست و خواستگاري من نميومدي

                                                نمکپاش

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم شهریور 1384ساعت 7:45  توسط علی  | 

طهارت

طهارت در اسلام یکی از واجباته . انسان با طهارت خودشو از نجاست برطرف می کنه.ظاهرا این طیاره نجس شده حالا با چی!! بماند. شاید با چلغوز پرنده ای چیزی. فکر کنم در این شرایط که طهارت بر این هواپیما واجب شده اگر آب نبود این بابا هواپیما را با سنگ پاک میکرد.

                        

                              

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم شهریور 1384ساعت 6:35  توسط علی  | 

سلام به همه دوستان:

امیدوارم که حال همتون خوب باشه. من نمی دونم. تو پست های قبلیم چیزی نوشتم که موجب ناراحتی یه عده از دوستان من شده. اگر چیزی هست بگید تا اصلاحش کنم . من تو این وبلاگ چیزهای خیلی زیادی نوشتم به یه موضوع خاصی هم تعلق نداشته. بیشتر مطالب انتقادی بوده و مشکلات جامعه و خانم ها که یکی از مشکلات جامعه است بیان شده . .............

خلاصه سرتونو درد نیارم هرکس ناراحت شده به دل نگیره به معده بگیره که زود هضم بشه. من همه هموطنانم دوست دارم و برای آنها احترام قائلم .           

دوستتان دارم

                               

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم شهریور 1384ساعت 8:2  توسط علی  | 

نصيحت به خانم‌ها

 

مرد مجرد: مرديست كه فرصت بدبخت كردن يك زن را از دست داده است!

مردها همه مثل هم‌اند فقط صورت‌هايشان فرق مي‌كند!

عشق «كور» است اما ازدواج واقعا «چشم بازكن» است!

اگر مردي از شما پرسيد به چه دسته كتابي علاقه‌منديد بگوييد به دسته چك!

به ياد داشته باشيد شوخي كردن با مرد براي او اين مفهوم را ندارد كه داريد به او جوك و لطيفه تعريف مي‌كنيد، بلكه آنها فكر مي‌كنند كه داريد به آنها مي‌خنديد و دستشان مي‌اندازيد!

اگر مرد به قصد قهر، خانه را ترك كرد شما هم در را ببنديد!

بهترين راه براي وادار كردن يك مرد به انجام دادن كاري اينست كه به او بگوييد براي انجام آن كار خيلي پير است

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم شهریور 1384ساعت 18:29  توسط علی  | 

گریه

اگر دیدی جوانی بر درختی تکیه کرده     بدان گلاب به روتون روم به دیوار شاشش گرفته گریه کرده

                    

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم شهریور 1384ساعت 7:3  توسط علی  | 

جمع و تفريق:

 

يك دانشجوي مونث خوشگل + يك استاد = 20

شش غيبت غير مجاز + organza = شش غيبت مجاز

پنج جلد كتاب _ تحقيق = 5 (نمره كامل تحقيق)

-4- + يك سكه بهار آزادي = 13

يك دانشجو + شش غيبت _ سكه بهار آزادي _ تحقيق _ كتاب _ organza= داداشم

يك استاد خوشگل + يك دانشجو = يك دانشجو

17 + 31 = 48

يك دانشجو + يك استاد + دو پيتزا پپروني تنوري با كچاپ و پنير اضافي + سيب زميني سرخ شده + سالاد با سس رد آيلند و يك زيتون هم روش + خلال دندان + باقي مخلفات = تصويب پايان نامه
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم شهریور 1384ساعت 21:55  توسط علی  | 

45 دقيقه در جامعه:

 

سلام عليكم. به مادر سلام برسونيد . مرتيكه مگه نگفتم اشغالاتو جلوي خونه ما نريز. تو غلط كردي گفتي دمپايي كهنه، ملامين كهنه ، نون خشكه مي خريم. خبر خبر نفتي نشي. آقا ببخشيد ساعت داري ؟ نه و سي و پنج دقيقه ممنون. خواهش مي كنم . خانم خوشگله سوار نمي شي؟ خيلي بي تربيتي. امام حسين دو نفر . آقا من پول خرد ندارم. مشكل نيست عزيزم . حالا پولت چقدره؟ پونصدي. هَ هَ . پونصدي خودش ديگه پول خرده. مات رو به خاك سياه نشوندندبه خدا. همين الآن جلو پات يه خانم چادري سوار شد . .... آقا مي شه صدا ضبط رو بلند كني . بر روي چشم . ادم فروش دست تو رو شده برام ....... آره مي گفتم اين خانم نشست جلو كنار ما . بعد شروع كرد يواش يواش ...... آقا هرجا يشه پياده مي شم . بفرما. پاسور پاسور . سي دي . نوشابه خارجي. نه قربونت نمي خوام. آقا دعا كميل بخر . چنده؟ سه تا هزار . چرا سه تا ؟ مگه ثوابش فرق داره؟ ماكسيما سفيد رنگ بزن كنار . آقا حركت كن. پيكان حركت كن . اخ ببخشيد. جلو چشمتو نگاه كن بزمجه. مگه كوري. مثل گاو سرتا انداختي پايين كه چي ؟ كتك دلت مي خواد؟ قربان من كه معذرت خواستم. بابام هم ازم معذرت نمي خواد . حالا حسابتو مي رسم . آقا پول خرد داري مي خوام تلفن بزنم. شرمنده فقط دو هزاري دارم . محمود بكش بالا. بوق بوق.مگه سواحل نيوزلنده داري قدم ميزني ؟ برو تو پياده رو ناز بيا. كوپن قند شكر برنج خريداريم . سه راه سيمين سه نفر . آقا شما . من ؟ بله . دانش آموزي؟ بله . كارت دانش آموري. همراهم نيست . كدوم مدرسه ايي؟ فلاني . مديرتون كيه ؟ فلاني خيلي خوب برو تو . دفعه بعد موهاتم كوتاه كن .

اينها همه چيزهايي بود كه يه روز وقتي از خونه اومدم بيرون تا رسيدن به مدرسه شنيدم

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم شهریور 1384ساعت 17:4  توسط علی  | 

ورزش شروعی دوباره

به جون خودم اینبار دیگه یا فیلترم یا تو قبرستون زیر خاک

جون من فیلتر نکن قول میدم بار آخرم باشه

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم شهریور 1384ساعت 7:17  توسط علی  | 

شباهت ها

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم شهریور 1384ساعت 14:10  توسط علی  | 

چند انتقاد براي خانم ها:

 

بعد از مدّت خيلي زياد كه خانم ها را ريز نظر داشتم و اخلاق و رفتارشون رو بررسي مي كردم ايرادات زيادي تو اونا ديدم (هيچ كس بدون ايراد نيست)كه امروز مي خوام چندتا از اونا رو بيان كنم . انشاالله كه به تريج قباشون بر نخوره.

 

اولين ايرادي كه ميشه از خانم ها گرفت كه يكي از مهمترين ايرادات و مخربترين خصوصيات زنان است پر حرفي و وراجي اوناست. اين پر حرفي در بسياري از مواقع مخرب است مثلا پشت تلفن . وقتي پاي تلفن بشينند اگر چونشون گرم شد ديگه بلند كردنشون از پاي تلفن كار حضرت فيل ِ . اصطلاحا پاي تلفن خمير ميكنند . وقتي بلند ميشند كه چونه درد بگيرند يا دود از تلفن بلند بشه اينقدر حرف ميزنند كه اشك تلفنو در ميارند و اينجاست كه وقتي سر برج ميشه مرد خانواده تا نگاهي به قبض تلفن مي اندازه يه سكته قلبي و به ندرت مغزي مهمون خام ميشه .

دومين ايرادي كه دارند اينه كه فقط براي بيرون رفتن برنامه ريزي ميكنند يعني اينكه ساعت بيرون رفتن مهموني يا قرارشون را در نظر مي گيرند بعد تنظيم ميكنند كه چند ساعت بايد جلوي آينه بشبنند و آرايش كنند (البته مدت زمان آرايش به نوع قرار يا مهموني بستگي داره)

بعضي از وقتا مثلا وقتي كه مي خواهند پدر طرف مقابل رو در بيارند يه سري سؤالاتي ميكنند كه به غقل جن هم نمي رسه معلوم نيست اين سؤالها را ازكجاشون در ميارند كه اگه از يه مرد بپرسنند حدود 95 درصد جوابهاش غلطه .مثلا مي پرسند من خوشگلترم يا فلاني؟ يا اينكه حاضري به خاطر من بميري؟ اينجور سوالها به ظاهر ساده هستند ولي وقتي پرسيده شوند باعث ميشه كه طرف مثل خر تو گل مي مونه . اگه جوون باشند از يه مرد بپرسند كه آيا من خوشگلم و اون مرد از معدود مردهاي راستگو باشه و بگه "نه" پدر صاحبشو در ميارند و ديگه به اون مرد اعتماد نمي كنند وقتي هم پير ميشند به آينه اعتماد نمي كنند.

اوه دوباره من پاي پيرها را كشيدم وسط . قبلا هم عرض كردم اين مورد خيلي خطرناكه شوخي بردار نيست.

 

قربان همه شما

علي.ف

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم شهریور 1384ساعت 6:44  توسط علی  |